تصـریح

شب‌نامه‌های علی سلیمانیان

تصـریح

شب‌نامه‌های علی سلیمانیان

تصـریح

tasrih.ir | tasrih.ir@gmail.com | telegram.me/tasrih

● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ●

مسئولیت ما مسئولیت تاریخ است. بگذارید بگویند حکومت دیگری بعد از حکومت علی(ع) بود، به اسم حکومت خمینی که با هیچ ناحقی نساخت، تا سرنگون شد. ما از سرنگون شدن نمی ترسیم، از انحراف می ترسیم.

معلم شهید غلام‌علی پیچک

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱ مرداد ۹۶، ۱۵:۴۴ - S
    :(
  • ۳۱ تیر ۹۶، ۰۰:۴۲ - S
    🙁
  • ۲۸ تیر ۹۶، ۲۲:۴۱ - S
    🙁
پیوندهای روزانه
پیوندها

۵ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است

«اصولگراییِ صرفاً سیاسی»، علیرغم ادعایش، جریان اصیل انقلاب نیست. این را خیلی از حزب‌اللهی‌ها، اشتباه می‌گیرند. اگر چه در بین جریانات عمده‌ی سیاسی کشور، نزدیک‌ترین جریانِ سیاسی به گفتمان انقلاب شاید همین جریان باشد، اما از آنجا که محدود به حوزه‌ی سیاست است و تقریباً ساحات دیگر را رها کرده و یا آنها را از نظرگاه سیاسی فهم می‌کند، قهراً نمی-تواند جریان اصیل انقلاب قلمداد شود. انقلاب اسلامی، جنبشی معرفتی و مکتبی عملی در همه‌ی ساحات حیات با دغدغه‌ها و آرمان‌هایی از جنس تمدن است و تقلیل آن در سطح روزمرگی‌های سیاسی، جفایی است بس بزرگ به انقلاب.

 

اصولگراییِ سیاسی به دلیل تک‌ساحتی بودن، در اغلب مسائل، ایجابی عمل نمی‌کند. تهدیدمحور است و نکاشته در پی برداشت می‌رود. سرمایه‌گذاری درازمدت ندارد و همه‌ی هم و غمّ‌اش امروز است و رفع چالش‌های امروزین. چرخه‌ی طبیعی امور را به درستی مراعات نمی-کند و برای همین هم خیلی مواقع دست خالی است و در آنات حساس، خود را مامورِ عمل به اضطرار می‌یابد تا عمل به انتخاب. تصمیماتش بیش از آنکه ایجابی باشد، دفعی است و منفعل شرایط بیرونی. فرصت‌سوز است و غیرتکلیف‌گرا. هویتش همیشه قائم به وجودِ خودش نیست و آن را در نفیِ قطب مقابل تعریف می‌کند. عرصه‌ی سیاست برای این جریان، همیشه دو قطبی است و قایل به وجودِ جریانی دیگر خارج از این دوقطبی نیست، برای همین هم موقعیت‌یابی جریانات و افراد برای این جریان، تابعی از قاعده‌ی «با ما و اگرنه بر ما» است. این طرز تلقی از مسائل، بر ساحات دیگر هم، سایه انداخته است. فرهنگ، هنر، اقتصاد، موضوعات اجتماعی، محیط زیست، ورزش و همه چیز تحت تاثیر این معرفت خاص از موضوعات است و به شدت سیاست‌زده و اکثراً مغفول.

 

گفتمان اصیل انقلاب اما، گفتمانی جامع الاطراف، فرصت‌محور و تکلیف‌گراست. در پس نفی‌اش، اثباتی تدارک دیده است و برداشت را از مسیر کاشت و داشت می‌آغازد. به دنبال کشف ظرفیت‌های مغفول و تقویت آن‌هاست و اگر امروز به هر دلیلی توفیقی نیابد، خمودی به خود راه نمی‌دهد و فردا و فرداها را از نظر نمی‌اندازد. اهل جزم مساعی و عمل حداکثری به تکلیف است و اضطرارها و پیشامدها، او را محصور و مقهور نمی‌سازند. فرصت‌آفرین است و فعال. هویتی ثبوتی دارد اگر چه، نفی باطل را هم از لوازم اثبات خویش می‌داند. استقلال دارد و به دنبال استطاعت است و هیچ ساحتی از زندگی انسانی را عاری از موضوعیت و اهمیت نمی-داند.

 

اصولگرایی سیاسی، جریان اصیل انقلاب نیست و برای همین هم کارکردش در تراز انقلاب اسلامی نیست. رفتارشناسی این جریان سیاسی در طی سال‌های ظهور و دوامش، ثابت می‌کند این جریان، قابلیت رساندن جامعه به مطلوب انقلاب اسلامی را ندارد و هر چه که پیش‌تر می‌رود از اقتضائات انقلاب فاصله‌ی بیشتری نیز پیدا می‌کند. البته این، به آن معنا نیست که جریانات دیگر سیاسیِ موجود این قابلیت را داشته باشند. به طریقِ اولی، جریانات دیگر که زاویه-ی بیشتری با گفتمان انقلاب دارند، وضعیتشان از این هم وخیم‌تر است و فجیع‌تر.

 

القصه تشدید شرایط و تعمیق روزافزون اضطرار، برآمده از کارکردهای ناکارآمدِ جریانی است که خودش را جریان اصیل انقلاب می‌داند اما در واقع این‌چنین نیست و نمی‌تواند پا به پای انقلاب، پیش برود. گفتمان انقلاب اسلامی، باید در فکر جریانی باشد که نسبت بیشتری با عرصات متنوع مکتبش داشته باشد و این نقیصه‌ی تحدید و تخصیص موضوعات در ساحت سیاست را، جبران کند. باید دنبال جریانی بود که نه تنها بتواند بر نقصانِ تک‌ساحتی بودن، فائق آید، بلکه به دنبال کار جهادی و سعی مکفی برای انجام تکالیف باشد و نه یک جریانِ تک ساحتی شب امتحانی که نتیجه‌اش همیشه حداقلی و رو به تنزل است. گفتمان انقلاب باید دنبال جریانی حداکثری باشد و ساختارهای جدیدی برای جریان انقلاب ایجاد کند و اگر نه نخواهد توانست آن چه که آمال و آرمان انقلاب اسلامی بوده است را تامین کند.

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۱۳
علی سلیمانیان

حاج بهزاد پروین قدس

حاج بهزاد اگر چه ساکن شهرماست و در میان ما، اما همچنان او را نشناخته ایم. حاج بهزاد را شهدا باخود برده اند و برای همین است که حضورش در میان ما، غریبانه است. او شهادت را زندگی میکند، و ما در پیچ و خم زندگی روزمره، همچنان که شهدا را، او را نیز گم کرده ایم. حاج بهزاد یک آشنای غریب است. اول بار که او را میبینی، انگار سالهاست که میشناسی اش. مهرش در قلبت قدیمی است و آشنا؛ و با این حال، همچنان ناشناخته است.


  او یک انسان حداکثری است. یک انسان تکلیفگرا و متعهد که هیچ وقت و هیچ جا منتظر شرایط نمانده است. او محرم به اسرار شهداست و بیش از آنکه ما بشناسیمش، با شهدا قرابت و الفت دارد. حاج بهزاد همه ی سالهای زندگی اش را در وفای به عهدی گذرانده است که با شهیدان داشته وزندگی اش با کارش، تفریحش با هنرش، تعطیلاتش با تعهدش و شبش با روزش را کسی نمیتواند از هم جدا کند. زندگی اش همه جهاد بوده است. هنرمندی در نصاب بالای هنری و البته بی ادعا و افتاده و مخلص. گنجینه ی گران و ناب او از فرهنگ و هنر مقاومت، یقیناً نظیر ندارد.

حاج بهزاد، یک هنرمند بیست و چهار ساعته است.


 عکاس، نقاش، طراح گرافیک، خوشنویس، مجسمه ساز، فیلمساز، نویسنده و مهمتر از همه ی اینها، زیستی که در حد اعلای هنرمندی است. حاج بهزاد غیرقابل تکرار است. او هنرمندی است بی بدیل و روحی بزرگ که حجاب معاصرت و ستر حضرت، مانع از آن شده است که آنچنان که هست درک شود. او حجت است بر ما و مگر شهید، معنایی هم جز این دارد؟ 


سلام  خدا بر او که شهید است و شهید خواهد بود.


@tasrih

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۰۸
علی سلیمانیان

بسم الله الرحمن الرحیم


وصیت امام امت(ره) برای انتخابات مجلس شورای اسلامی چنین بوده است: «مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانی رأی دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت کنند، و طعم تلخ فقر را چشیده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه‌جو، اسلام پاک‌طینتان عارف، و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدی - صلی‌الله علیه و آله وسلم - باشند. و افرادی را که طرفدار اسلام سرمایه‌داری، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بی‌درد، اسلام منافقین، اسلام راحت‌طلبان، اسلام فرصت‌طلبان، و در یک کلمه، اسلام آمریکایی هستند طرد نموده و به مردم معرفی نمایند.»


«مجمع مطالبه ی تبریز» با اعتقاد راسخ به اصول و مبانی فکری حضرت امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامی و با در نظر گرفتن شاخص‌هایی نظیر انقلابی‌گری، سوابق موثر در لحظه‌های حساسی مانند فتنه88، پرونده‌ی برجام، مواضع ضداستکباری، مردم‌گرایی، طرفداری خادمانه از مستضعفین، توان و قابلیت استفاده از ظرفیت‌های نمایندگی و… فارغ از صف‌بندی‌های ناقص و نارسای متعارف، چهره‌های زیر را برای حوزه‌ی انتخابیه‌ی تبریز، آذرشهر و اسکو پیشنهاد می‌دهد.


ذکر این نکته ضروری است که مع‌الاسف، جریان فرهنگی نیروهای انقلاب در آذربایجان شرقی، طی سال‌های گذشته، در معرفی چهره‌های جدید و تحول‌گرا، توفیق چندانی نداشته است. این نقطه‌ضعف اساسی، در عرصه‌هایی مانند انتخابات مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا، تبدیل به پاشنه‌ی آشیل جبهه‌ی انقلاب شده و آنها را به تن دادن به گزینه‌های حداقلی مجاب کرده است. با این وصف، انتظار می‌رود دلسوزان انقلاب اسلامی، با نگاهی باز به رویش‌های قابل اعتنای انقلاب اسلامی، از مناسبات قبیله‌ای و کلیشه شده عبور کرده و عرصه را برای ورود چهره‌های انقلابیِ متخصص باز کنند.


اسامی ذکر شده در این پیشنهاد، با مراتبی متفاوت و متغیر در نسبت با شاخص‌های مبنایی گزینش شده‌اند. بنابراین، لزوماً همه‌ی این چهره‌ها واجد همه‌ی ویژگی‌های مذکور نبوده و صرفاً به عنوان خیرالموجودین معرفی می‌شوند:


🔸احمد علیرضا بیگی، استاندار سابق آذربایجان شرقی، بخاطر روحیه‌ی تلاشگری و توان پیگیری و آشنایی و تسلط به مسائل حوزه‌ی انتخابیه

🔸محمد اسماعیل سعیدی، نماینده‌ی دوره‌ی نهم، بخاطر سلامت مالی، عدم ورود به جریان قدرت و ثروت، رای منفی به برجام در مجلس شورای اسلامی

🔸علیرضا نوین، شهردار سابق تبریز، بخاطر سابقه‌ی هشت ساله در مدیریت شهری تبریز، عملکرد نسبتاً مناسب در حوزه‌ی عمرانی، رویکرد مناسب در زمینه ی فعالیت‌های فرهنگی و هنریِ مجموعه‌ی شهرداری

🔸سیدمحمدرضا میرتاج‌الدینی، بخاطر سابقه‌ی حضور در قوای مقننه و مجریه، موضع فعال در مسائل کلان اقتصادی مانند مسکن مهر و توزیع یارانه‌های نقدی

🔸معصومه راشد، سابقه‌ی فعالیتهای فرهنگی و تربیتی، حضور در عرصه‌های مختلف مربوط به انقلاب اسلامی

🔸میرحبیب میربیرنگ، فرمانده سابق لشکر21 حمزه، بخاطر عدم حضور در تقسیم‌بندی‌های رایج سیاسی، آشنایی با مسائل منطقه و قدرت پیگیری امور

مجمع مطالبه‌ی تبریز، بر خود فرض می‌داند، پس از پایان انتخابات، در مطالبه‌ی وعده‌ها و پیگیری نحوه‌ی عملکرد نمایندگان محترم ملت، کوشا بوده و مراتب را به اطلاع مردم شریف برساند. 

امیدواریم، منتخبین مردم، با درک شرایط حساس انقلاب اسلامی و فهم نیازهای اساسی جامعه‌ی اسلامی، جایگاه رفیع نمایندگی ملت را قدر دانسته و این میراث خونرگِ انقلاب اسلامی را متعهدانه پاسداری نمایند.


مجمع مطالبه‌ی تبریز

5 اسفند 1394


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۴ ، ۱۳:۱۶
علی سلیمانیان

گمان نمی کنم کسی که در روند تصویب برجام در مجلس نتوانسته باشد به جای مصلحت اندیشی و لابی بازی و شیرین کاری برای جریان غرب گرا، به داد انقلاب برسد و در برابر ننگ نامه برجام ایستادگی کرده و به جای آنکه سپر بلا و دیواری استوار و اطمینان بخش برای انقلاب و مردم باشد، عافیت طلبانه توپ را به زمین رهبری معظم بیندازد، و بازی تاریخی تحمیل به امامت امت را تکرار کند، صلاحیت آن را داشته باشد که به مجلسی که در راس امور است و عصاره فضایل ملت، راه یابد. حالا این فرد در هر لیست یا هر جناح و یا مورد حمایت هر شخص و جریانی که می خواهد باشد.

باید مسببین ننگ نامه برجام در مجلس، خصوصا آنهایی که خود را حزب اللهی جا می زنند، بدانند که رای موکلینشان تا زمانی برای آنها باقی است که خود را سپر بلای انقلاب و رهبری کرده و حامی منافع تاریخی مردم و نظام باشند. و الا اگر قرار بر این باشد که رای را از کسانی که دغدغه انقلاب و نظام و ولایت فقیه و مردم را دارند بگیرند و آن را با لابی بازی مصروف نیات اجنبی پسندان بکنند، پس در کدام برحه و در چه مساله ای به نفع انقلاب کار خواهند کرد؟

کسانی که در روز خطیر و سرنوشت ساز انقلاب، وکالت ستانده شده از مردم انقلابی را در راستای منافع بیگانگان به کار گیرند چه فرقی با کسانی دارند که با تابلوی غرب گرایی کاندیدا می شوند و همان خواهند کرد که اینان کرده اند؟ نفوذی های جریان حزب الله صلاحیت راه یابی دوباره به مجلس را ندارند و باید تاوان بدعهدی به موکلینشان را پس بدهند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۰۵
علی سلیمانیان

مصالح من درآوردیِ باب شده در سیاست ورزی و انقلابی گری شماری از حزب اللهی ها، به قاعده ی کِشی است که هر چه کشیده شود درازتر خواهد شد اما این کش در جایی بالاخره پاره می شود و به صورت خودمان برمی گردد و این «مصلحت» هر چه بیشتر کش آمده باشد، ضربه ی شلاقی بازگشتش به همان میزان بیشتر خواهد بود. مصلحت خطرناکی که باب کرده اند، ترجیحِ -به اصطلاح- «صالح مقبول» به «اصلح» است. توجیه این مساله هم به قول خودشان «وخامت»ِ اوضاع و بیم از انتخاب ناصالحان و قدر بودن آنان است. البته این که از کجا می شود فهمید کسی رای بیشتری نسبت به دیگری خواهد آورد و مقبولیتش بیشتر است خودش از ابهامات جدی این ماجراست، اما خودِ این «وخامت»ِ اوضاع هم، برآمده از تداوم این بدعت ناصواب بوده است که همیشه «اصلح» فدای کسانی شده است که صلاحیتشان کمتر است، اما بر اوضاع تسلط دارند.

 

مکانیزمی که برای احصاء این «مقبولیت» به کار برده می شود، روشی دو مرحله ای است. مرحله ی نخستش مبتنی بر تشخیص شخصی یا گروهیِ مسلط شدگان بر اوضاع است. کسانی که پیش تر با همین شیوه انتخاب شده اند و دارای «صلاحیت» پایین تری بوده اند اما با باب شدن این بدعت به اصلح ترجیح داده شده اند، در مسند تشخیص می نشینند و تشخیص می دهند که چه کسانی باید توصیه و مورد رجحان واقع گردند و چه کسانی کنار گذاشته شوند. در اینجا درک خودشان از میزان «شهرت» را، برابر با «مقبولیت» می گیرند. البته خودشان را هم همیشه در دایره ی این تشخیص قرار می دهند. مرحله ی دوم هم، مرحله ی پس از معرفی است. در این مرحله، دست به «مقبولیت سازی» زده می شود و گفته می شود برای جلوگیری از تشتت آرا، به همین لیست رای بدهید ولو همه اش را نپسندید. یعنی رسماً دارند آرا را هدایت می کنند و برای فلان فردی که صلاحیت کمتری دارد و فقط به بهانه ی واهی مقبول بودن، به «اصلح» ترجیح داده شده است، «مقبولیت سازی» می کنند. و بعد از این طی این مراحل است که حرف زدن درباره انتخاب اصلحی که در قواره ی مصالح و بدعت من درآوردی این حضرات نگنجد، محکوم به وقت ناشناسی و وحدت شکنی و کمک به رای آوردن لولوهای جناح مقابل می شود.

 

این بحران خودساخته که در دور باطل تکرار و تواتر افتاده است، هیچ وقت امکان پایان یافتن نخواهد داشت مگر آن که این بدعت خطرناک، کنار گذاشته شود و بخواهیم که یک بار برای همیشه، تکلیف خودمان را با خودمان روشن کنیم. محکوم کردن این حرف ها، به وقت ناشناسی وقتی بیشتر حال به هم زن می شود که حضرات وقت شناس، در طی سالهای عافیت، که اضطرارِ دقیقه ی نودی بر آن مترتب نیست و برای شناساندن اصلح و هر کار دیگری که لازم باشد فرصت وجود دارد، هیچ وقت نخواسته اند که کاری بکنند و اصلا کاری هم به کار کسی ندارند. رای را گرفتند می گذارند و می روند پی کارشان، و باز دم انتخابات و در دقایق نود می آیند و بازی را دوباره می چینند و روز از نو و روزگار از نو.

 

بحران خود ساخته ی قدر بودن لولوهای جناح مقابل، به دلیل سپردن تمشیت امور به دست کسانی است که شایستگی لازمش را نداشته اند اما با مصلحت اندیشی ها و بدعت گذاری های دامنه دار و کش آمده، بر مسند امور نشسته اند و شایستگان به حاشیه رانده شده اند. مثل کشی که هر چه بکشی اش احتمال پاره شدنش بیشتر می شود و امان از روزی که پاره شود!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۳۵
علی سلیمانیان