تصریح

یادداشت‌های علی سلیمانیان

تصریح

یادداشت‌های علی سلیمانیان

تصریح

وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصیرا

شما را چه شده است که در راه خدا به مقاتله برنمی‌خیزید؟ در حالی که مردان و زنان و کودکان مستضعف صدا می‌زنند: پرودگارا! ما را از این آبادی که اهلش ظالم است نجات بده! و برای ما از جانب خودت ولی‌ای برگزین و برایمان از سوی خویش یاری‌گری قرار بده! (قرآن کریم؛ سورۀ نساء، آیۀ 75)

● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ●

تصریح در تلگرام: t.me/tasrih
تصریح در تام‌تام: tt.me/tasrih
تصریح در ایتا: eitaa.com/tasrih
تصریح در سروش: sapp.ir/tasrih
تصریح در بله: ble.im/tasrih
تصریح در گپ: gap.im/tasrih
🔸
ایمیل: tasrih.ir@gmail.com

● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ●

مسئولیت ما مسئولیت تاریخ است. بگذارید بگویند حکومت دیگری بعد از حکومت علی(ع) بود، به اسم حکومت خمینی که با هیچ ناحقی نساخت، تا سرنگون شد. ما از سرنگون شدن نمی ترسیم، از انحراف می ترسیم.

معلم شهید غلام‌علی پیچک

بایگانی
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه
پیوندها

💠 اندیشیدن به تجدید عهد دینی

يكشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۶، ۰۱:۱۷ ب.ظ

نامه‌ی اخیر دکتر داوری اردکانی به «دبیرخانه‌ی هم‌اندیشی اسلامی» را به نظرم می‌بایست به دور از ساحت سیاست و آنچه از زبان سیاستمداران برمی‌آید درک کرد و در آن فضایی فهمید که سخن متعلق به آن فضاست. نامه‌ی مهم او به زعم برخی اهالی سیاست، به معنای رها کردنِ مسئله‌ی علوم انسانی اسلامی نیست، به معنای تغییر در مسیرِ رسیدن و چگونه رسیدن است.

 

داوری اردکانی علم را یک «شدگی» می‌داند و منظورِ او از تباین دین و علم، این است که علم برون‌دادِ تاریخی-تمدنی است و اگر بخواهیم برای علوم نسبتی با دین بیابیم، تنها از این منظر است که می‌توانیم جستجویش کنیم. او معتقد است نسبتِ دین و اعراضِ تجدد مدرن -که علومِ جدید مصداقی از آن است- به اصطلاح اهل منطق، تقابل عدم و ملکه است. یعنی نمی‌شود این اعراض را متصف به دین کرد، چرا که متعلق به عالمی که دین متعلق به آن است نیستند؛ همچنان که خودِ مدرنیته و دین با هم چنین نسبتی دارند.

داوری اردکانی علوم انسانی را خاصِ تمدن مدرن می‌داند و بر این اساس معتقد است نمی‌شود این علوم را دینی کرد؛ یعنی اگر می‌شد دین و مدرنیته را جمع کرد و به «مدرنیته‌ی اسلامی» به عنوانِ یک کل بسیط (که در آن مدرنیته متصف به دین باشد) رسید، آن وقت می‌شود از «جامعه‌شناسی اسلامی» (جامعه‌شناسی به معنایی که در جهان کنونی مطرح است) حرف زد و این البته محال است. برای رسیدن به علوم انسانیِ دینی، باید به فکر تمهیدِ جامعه‌ای دینی و جدای از  عالم مدرن بود؛ جامعه‌ای که در هوای مدرنیته تنفس نمی‌کند و تمنیاتش با آنچه جهان مدرن اقتضا دارد یکی نیست. در آن جهانِ جدید است که می‌شود علمی نو و متعلق به عالمِ خود بنیان نهاد؛ علمی مضافِ بر عالمِ نو.

 

«ما اگر نظم دیگری جز نظم تجدد در نظر داریم و به چگونگی قوام و به راه تحقق آن می‌اندیشیم و برای رسیدن به آن می‌کوشیم، شاید در راه علمی متناسب با نظم تازه قرار بگیریم. در این مورد هم توجه داشته باشیم که علم و جامعه با هم قوام می‌یابند. جامعه‌ی کنونی ما جامعه‌ی توسعه‌نیافته است. این جامعه همه‌ی نیازهای جامعه‌ی مدرن را دارد، بی‌آنکه از توانایی‌های آن برخوردار باشد. اگر می‌توانستیم خود را از این وابستگی نجات دهیم و راه رسیدن به جامعه‌ای را بیابیم که در آن روح دینی یعنی اعتقاد به توحید و عالم غیب و معاد حاکم باشد و مردمانش از سودای مصرف آخرین تکنولوژی‌های ساخته‌ی جهان توسعه‌یافته آزاد باشند و با همدلی و هماهنگی برای معاش توأم با اخلاق بکوشند، شاید افقی پیش رویمان گشوده می‌شد. توجه داشته باشیم که علم، یک طرح مهندسی ساختنی نیست، یافتنی است... خوبست که اگر می‌توانیم به جای بحث درباره‌ی علوم اجتماعی اسلامی، در باب شرایط امکان تجدید عهد دینی و بنای یک جامعه‌ی اسلامی بیندیشیم و در این راه به لطف پروردگار علیم امیدوار باشیم.»

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۰۶
علی سلیمانیان

تولید علم

نظرات  (۱)

با سلام خدمت علی آقای گل ،

مقداد هستم و متن زیر را در گروهی نوشته بودم ، بد ندیدم برای شما هم ارسال کنم

با تآسف فرازهائی از نامه استاد داوری و دیدگاه ایشان در باب علوم انسانی اسلامی در زیر

نشان می دهد که پیچیدگی نفوذ و باورهای غلط در،  علم مطلق انگاشتن علوم غربی ، هنر مطلق انگاشتن هنر غربی و ... ، بسیار بیشتر از آن سطحی است که فرض می شود. 
راه حل کوتاه مدت برای مقابله با این عمق نفوذ ،نه ماندن در سطح لزوم و عدم لزوم ، وجود یا عدم وجود علوم انسانی اسلامی است، بلکه ارائه ، بکارگیری و کسب تجربه راه حل های خلاقانه مبتنی بر این باور اسلامی است که مطالبه ای بر حق از سوی رهبر فرزانه است.

قضاوت در خصوص مطالب و فرازهای اصلی این نامه به بحث و مداقه بیشتری احتیاج دارد. آنچه  را که بیان کردم نه در باب این فرازها و قضاوت در خصوص استاد ، بلکه کلیت آن که وجود و لزوم کنکاش در علوم انسانی اسلامی را منوط به ایجاد یک جامعه آرمانی اسلامی و نه یکی از ابزارهای ایجاد آن فرض کرده اند، بود.

و آنچه بیشتر باعث توجه من شده ، سختی راه هدایتی است که ولایت پیش روی چشمان متفکرین و نخبگان باز می کند تا با باور بر توانائی ها و ارزش های ایمانی به پژوهش و  کشف علوم بپردازند ، اما تآثیر نان و نمک تمدن منحط غرب با روکشی به رنگ طلائی علم و هنر تا عمق وجود همه ما نفوذ کرده است.

گزاره تئوریک می تواند پرسش، نقد، چالش، نظریه و .... باشد اما حکم، آنهم حکمی که  حتی به استناد فرمایش استاد ( هیچ علمی را با ملاک بیرون از آن نمی توان سنجید) ورود در حوزه دیگری است که فراتر از یک  علم خاص و شاخه های شناخته شده آن است.

امر و درایت ولایت در مسیر ایجاد جامعه آرمانی نه صرفا یک علم یا یک طرح مهندسی است، بلکه فراتر از این امور، یک هدایت است
پاسخ:
سلام علیکم

فلسفه و تاملات فکری دوران ساز و جامعه ساز است اما علم نه. علم ماحصلِ تمدن است. 

شما اگر به این سوال جواب بفرمایید به نظرم بسیاری از مسائل حل خواهد شد. جامعه شناسی میدانید که اصلا در جوامع مدرن موضوعیت دارد. بنیاد جامعه شناسی هم اومانیسم است. چطور می شود این جامعه شناسی را توحیدی کرد؟

ما تاملات و مباحث بسیاری در حوزه دین، در موضوع اجتماعیات داریم، اما این به معنای آن نیست که می شود جامعه شناسیِ موجود که بنیادش اومانیسم است را توحیدی کرد. باید به فکر دانش دیگری بود که خاصِ جامعه‌ی خودش باشد و کسی در این مناقشه ندارد که ما جامعه شناسی اسلامی یا علوم انسانی اسلامی داریم یا نه؟ حرف این است که جامعه شناسی اسلامی را نمی شود از راه دستکاری جامعه شناسی غربی و مثلا پاشیدن رنگ دینی روی آن به دست آورد. علوم انسانی دینی باید از نو بنا شوند.

داوری اردکانی هم نگفته است که ما علوم انسانی اسلامی نداریم. مثالش مثال بانک است. اصلا ترکیب بانکداری اسلامی چیزی در حد «ربای اسلامی» خنده دار است. بانکداری ذاتا ربوی است و بانکداری اسلامی صرفا پاشیدن سطحی یک رنگ دینی بر آن است. علوم انسانی اسلامی هم داریم منتها راه رسیدنش اینی نیست که بیاییم و نمای ساختمان اومانیستی را، با قوس و محراب بخواهیم دینی کنیم. بنابر این داوری نگفته است که ول کنید ماجرا را. می‌گوید به جای تنبلی و سهل اندیشی که مثلا فکر کنید با یکی دو تا همایش خواهید توانست تولید علم کنید، که خیال خام است، باید بدوید؛ همانقدر بدوید که از غرب عقب مانده اید. میگوید به فکر تمهید بنیادی تر باشید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی