تصریح

یادداشت‌های علی سلیمانیان

تصریح

یادداشت‌های علی سلیمانیان

تصریح

وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصیرا

شما را چه شده است که در راه خدا به مقاتله برنمی‌خیزید؟ در حالی که مردان و زنان و کودکان مستضعف صدا می‌زنند: پرودگارا! ما را از این آبادی که اهلش ظالم است نجات بده! و برای ما از جانب خودت ولی‌ای برگزین و برایمان از سوی خویش یاری‌گری قرار بده! (قرآن کریم؛ سورۀ نساء، آیۀ 75)

● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ●

تصریح در تلگرام: t.me/tasrih
تصریح در تام‌تام: tt.me/tasrih
تصریح در ایتا: eitaa.com/tasrih
تصریح در سروش: sapp.ir/tasrih
تصریح در بله: ble.im/tasrih
تصریح در گپ: gap.im/tasrih
🔸
ایمیل: tasrih.ir@gmail.com

● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ●

مسئولیت ما مسئولیت تاریخ است. بگذارید بگویند حکومت دیگری بعد از حکومت علی(ع) بود، به اسم حکومت خمینی که با هیچ ناحقی نساخت، تا سرنگون شد. ما از سرنگون شدن نمی ترسیم، از انحراف می ترسیم.

معلم شهید غلام‌علی پیچک

بایگانی
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه
پیوندها

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اسلام ناب» ثبت شده است

چیزی نزدیک به چهل سال از فقدان دکتر علی شریعتی می‌گذرد و این چهل سال نتوانسته غبار غربت از چهره‌ی او برگیرد. هم‌چنان بازار نقلیات و مواضع عاریتی در قبال او گرم است و هنوز فرصت و شاید توان پرداخت جامع به نص آثار او پیش نیامده است. همچنان مواضع مطروحه در قبال او قشری است؛ و هم‌چنان برخورد با او 

 «موضعی».


بایستی امروز بعد از چهل سال از فقدان شریعتی، قیاس آثار او با منطق و عقل و تعالیم اسلام ناب محمدی(ص) بی هیچ تعصبی راه به حقیقت می‌گشود اما همچنان اسارت ما در کشمکش‌های نقلی، مجبورمان ساخته رو به نقل بیاوریم و مستقلاٍ عقل را کنار بگذاریم و به اعلام «موضع» -و نه «تحلیل»- بسنده کنیم.


در مظلومیت شریعتی همین بس است که چهل سال است نمی‌توانیم آثار او را بدون این نقلیات فهم کنیم و با این اوضاع که یقیناً برآمده از عدم اشراف ما به آثار او و به آموزه های اسلام ناب است آیا مجبوریم که دانسته و ندانسته، عاریتاً موضعی سلبی یا ایجابی در قبال او داشته باشیم؟


شریعتی و آثار او گاه ایراد و ابهام هم دارد، هم‌چنان که خودش هم بر این امر صحه می‌گذارد و وصیت او برای رفع ایرادات در آثار و گفتارش هم گواهِ این مساله است. و این آیا نشان از آزادگی و منش والای او نیست؟


شریعتی را با همه‌ی ایراداتی که اغلب در نقل تاریخ اسلام و گاه در دیگر مسائل دارد، فریادگر اسلام ناب در عصر خفقان طاغوت و بیدارگری می‌دانم که در زمانه‌ای که بسیاری از قلم‌ها و زبان‌ها خفته بودند، در میان میدان جهاد می‌کرد.


او را علیرغم بی‌ادعایی‌اش، پیرو راستین نهضت اسلامی خمینی کبیر می‌دانم که در زمانه‌ی غربت و تنهایی امام و در هنگامه‌ای که بسیاری از مدعیان اسلام به کنج عافیت خزیده بودند، بی‌هیچ واهمه‌ای در میدان، گرمِ مبارزه بود.


او را علیرغم جو مسمومی که علیهش راه انداخته‌اند مروج راستین اسلام فقاهتی و از معتقدین اصیل به اجتهاد می‌دانم. روشنی آثار او در مواجهه با مساله‌ی فقه، اجتهاد و روحانیت، آن‌قدر زیاد است که برای هر جوینده‌ی حقیقتی ابهامی باقی نخواهد ماند.


شریعتی به دنبال نفی جوامع طبقاتی و تحقق نظام «امت و امامت» بود و او از متقدمین طرح این نظام متعالی در عصر ماست. ترسیم او از عاشورا، همان ترسیم اصیلی است که قرن‌ها زنگار غربت بر آن نشسته بود و عاشورای او ترجمان دقیق «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» است. او در آرزوی شهادت بود و از انصار متاخر سیدالشهداء.


چطور می‌شود بر چهره‌ی نورانی اسلامی که شریعتی مومن به آن بود خاک پاشید و پشت انبوهی از غبار و ابهام قایمش کرد؟ شریعتی اگر امروز اسیر معاصرت و نقلیات و مواجهه‌ی موضعی هم شده باشد، یقیناً در آینده بیشتر شناخته خواهد شد و از این غربت دور و دراز خواهد رهید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۵ ، ۰۹:۴۶
علی سلیمانیان

رئیس‌جمهور اخیراً در سخنانی به دوگانه‌ی «انقلاب اسلامی» و «اسلام انقلابی» در اندیشه‌ی شهید مطهری اشاره کرده و با تمسک به قول استادِ شهید، «اسلامِ انقلابی» را از بزرگترین خطرات دیروز و امروز کشور دانسته است. با توجه به این‌که آقای روحانی قبلاً نیز بارها و به انحای گوناگون جریان انقلابی و گفتمان اصیل انقلاب را مورد هجمه قرار داده است، این‌جا هم گویا آن‌چه جنابش از عبارت «اسلام انقلابی» مراد کرده، نقطه‌ی مقابل اسلامِ غیرانقلابی و اسلام کرنش‌گر در برابر استکبار است اما معنای مدنظر استاد شهید از آن عبارت، اسلام التقاط و تحجر و به عبارت روشن‌تر «اسلام امریکایی» بوده است.


آن‌چه در معارف امام خمینی(ره) به «اسلام امریکایی» تعبیر شده است دو مصداق عامه دارد: «اسلام مرتجعِ متحجر» و «اسلام سکولار مدرن». و آن‌چه شهید مطهری «اسلام انقلابی»اش خوانده، در واقع همین تلقی متحجرانه، اخباری‌گرایانه و سلفی‌موابانه از اسلام است و آن‌چه جناب روحانی می‌خواهد آن را مخدوش کند، اسلام نابی است که در مقابل «اسلام سکولار مدرن» و «اسلامِ لیبرال» قرار دارد. «اسلام انقلابی» این‌جا در دو معنای متضاد اما در ساختار لفظی‌ای مشابه به کار رفته است و این مغالطه دقیقاً مصداق «مغالطه‌ی اشتراک لفظی‌» است.


 آن‌چه مبرهن است این است که آرای متعالی شهید مطهری بیان ابعاد مختلف «اسلام ناب»ی است که ترجمان عینی و عملی آن می‌شود «نهضت همیشگی انقلاب اسلامی»؛ در حالی که جناب روحانی عصر انقلاب را علناً و عملاً پایان یافته می‌داند و با عنوان کردن آغاز دورانِ «گفتگو» و «عقلانیت!!!» در پی سازش با نظام استکبار جهانی تحت عنوان «تعامل سازنده با جهان» است. آن‌چه استاد شهید آن را خطری برای انقلاب اسلامی دانسته، نوعی اسلام امریکایی است و آن‌چه جناب روحانی از آن احساس خطر کرده است اسلامِ نابی است که در برابر اسلام لیبرال و اسلام سازش‌کار ایستاده است.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۲:۰۹
علی سلیمانیان

سردار شهید حسین همدانی

و سلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یموت و یوم یبعث حیا

چقدر زیباست که آدم در راه آرمانش دو بار بجنگد و دوبار شهید شود. با پیکری که جان در بدن دارد به پیکار با اسلام امریکایی برود و پیکر بی جانش هم باز جنگ کند با اسلام امریکایی. یک بار در غربت و بار دیگر، غریبانه در وطن.

به کنایه زیر عکسی از شهید همدانی به تلافی سال 88 نوشته بودند: "جنگیدن و شهادت کنار روسهای متدین افتخاری ست که نصیب هر شخصی نمیشود."

شهادت مساله ایست که مومنین به اسلام امریکایی از درک آن عاجزند. شهادت، پاداش و فوز عظیمی است که تنها از آن خوبان خواهد بود. و کسانی که نمازشان را به قبله امریکا اقامه میکنند، چگونه ممکن است درک کنند شهادت را؟

امریکایی های داخلی، همصدا با داعشی ها هلهله راه انداخته اند برای شهادت این مرد. شادی میکنند به تلافی احقاد بدریه و خیبریه و حنینیه، به تلافی کینه ای که از مبارزه او با اسلام امریکایی در دو جبهه داخل و خارج در دلهایشان پدید آمده است.

چه سعادتمند بود که با جانش به پیکار با اسلام امریکایی رفت و با شهادتش آن را رسوا نمود. او را اشقی الاشقیا در غربت کشتند و اهل نفاق در وطن، بر شهادتش شادمانی کردند.

مبارک باد نام پر افتخار او، که با مجاهدت خستگی ناپذیرش، خشم آل ابوسفیان را برانگیخت و با جاری کردن خونش ترجمانی شد بر این آیت الهی: "و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا، بل احیاء عند ربهم یرزقون".

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۴ ، ۱۸:۰۵
علی سلیمانیان