تصـریح

شب‌نامه‌های علی سلیمانیان

تصـریح

شب‌نامه‌های علی سلیمانیان

تصـریح

tasrih.ir | tasrih.ir@gmail.com | telegram.me/tasrih

● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ●

مسئولیت ما مسئولیت تاریخ است. بگذارید بگویند حکومت دیگری بعد از حکومت علی(ع) بود، به اسم حکومت خمینی که با هیچ ناحقی نساخت، تا سرنگون شد. ما از سرنگون شدن نمی ترسیم، از انحراف می ترسیم.

معلم شهید غلام‌علی پیچک

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱ مرداد ۹۶، ۱۵:۴۴ - S
    :(
  • ۳۱ تیر ۹۶، ۰۰:۴۲ - S
    🙁
  • ۲۸ تیر ۹۶، ۲۲:۴۱ - S
    🙁
پیوندهای روزانه
پیوندها

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جمهوری اسلامی» ثبت شده است

ما رسولانمان را با دلایلی روشن فرستادیم و با آنان کتاب و میزان را نیز؛ «لیقوم الناس بالقسط»، تا مردم قیام به عدالت کنند1؛ و انقلاب اسلامی یعنی همین «یقوم الناس بالقسط. آن‌چه آرمانِ نهضتِ ما بود قیام به عدالت بود، و آن‌چه تکلیف همیشگیِ حزب‌الله خواهد ماند هم همین قیام به عدالت است. وظیفه‌ی ما چشاندن طعم شیرین حاکمیتِ عدل به مردم است، تا الگویی قابل ارائه به جهان از یک حکومتِ مستقلِ توحیدیِ متکیِ به مردم -که سعادت دنیوی و اخروی را توامان تامین و تضمین می‌کند- ارائه شود. حزب الله مکلف است تا هر آن‌چه که در توان دارد را به میدان بیاورد و وجهه‌ی عدالتِ جمهوری اسلامی را محقق و موسّع کند و از آن پاسداری نماید.

 

کار جبهه‌ی انقلاب مراقبت از سیرتِ جمهوری اسلامی است تا نگذارد که آن را از عدالت –به معنای اعمّ‌اش- تهی کنند، هم‌چنان که چنین می‌کنند و حزب‌الله درگیر فروعات  است. در پازل پیش‌برانِ «جمهوری اسلامی تقلبی» نقشی که برای حزب‌الله –به عنوان نیروی پیش‌رانِ انقلاب اسلامی- قائل شده‌اند، ورود این گفتمان در یک دوقطبی یا چند قطبیِ توهمیِ سیاسی است که با واقعیات و اقتضاعات جامعه، فرسنگ‌ها فاصله دارد. می‌خواهند عزم و جهد حزب الله را در مسیری انحرافی تخلیه کنند و  این جریان را در مسیری قرار دهند که مقصدش بشود همان جمهوری اسلامیِ بی‌سیرتی که فقط اسمی از جمهوری اسلامی را یدک می‌کشد. می‌خواهند حزب الله را در قواره‌ی جناحی و حزبی و در حیطه‌ای صرفا سیاسی و سیاست‌زده بگنجانند تا او را درگیر یک بازیِ از پیش باخته کنند.

 

بریدن حزب‌الله از متن جامعه و بی‌توجهی به دردها و اقتضاعات روز، و غور در عوالم هپروتی سیاست‌زده و جناح‌بازی و قطب‌بازی، آدرس غلطی که دست حزب‌الله داده‌اند و پیمودنِ این نشانی از ناکجاآبادی سربرخواهد آورد که نسخه‌ای تقلبی از جمهوری اسلامی است. شیوه‌ای که برای مستحیل کردنِ جمهوری اسلامی در پیش گرفته‌اند، بسیار زیرکانه است: قطع ارتباطِ گفتمانی و میدانی حزب الله با اصولِ جمهوری اسلامی. جبهه‌ای فرعی و انحرافی در برابر حزب الله گشوده‌اند تا میدان را به نفع استحاله‌کنندگان خالی کنیم و غافل از اصولِ انقلاب و مکتب امام، و به دور از الزاماتِ انقلاب، فراموش کنیم چه می‌خواستیم.

 

«اگر عدالت را فراموش کردیم، شعار عدالت را به انزواء انداختیم، اگر مردمی بودنِ مسئولان کشور را دست‌کم گرفتیم، اگر مسئولین کشور هم مثل خیلی از مسئولین کشورهای دیگر به مسئولیت به عنوان یک وسیله و یک مرکز ثروت و قدرت نگاه کنند، اگر مسئله‌ی خدمت و فداکاری برای مردم از ذهنیت و عمل مسئولین کشور حذف شود، اگر مردمی بودن، ساده‌زیستی، خود را در سطح توده‌ی مردم قرار دادن، از ذهنیت مسئولین کنار برود و حذف شود؛ پاک شود، اگر ایستادگی در مقابل تجاوزطلبی‌های دشمن فراموش شود، اگر رودربایستی‌ها، ضعف‌های شخصی، ضعف‌های شخصیتی بر روابط سیاسی و بین‌المللی مسئولین کشور حاکم شود، اگر این مغزهای حقیقی و این بخش‌های اصلىِ هویت واقعی جمهوری اسلامی از دست برود و ضعیف شود، ساخت ظاهرىِ جمهوری اسلامی خیلی کمکی نمی‌کند.»2

 

«جمهوری اسلامىِ به معنای حقیقی - یعنی همان جمهوری اسلامی که امام -رضوان اللَّه تعالی علیه- برای ما پایه‌گذاری کرد و به کشور ما هدیه داد - می‌تواند همین خصوصیات را تأمین کند؛ اقتدار بین‌‌‌‌‌المللی را، اقتدار سیاسی را، عزت را، رفاه دنیا و آبادی معنوی آخرت را. اما مراقب باشید یک نظام جمهوری اسلامی تقلبی نخواهند برای ما درست کنند.»3

 

1. سوره مبارکه حدید، آیه 25

2.  آیت الله خامنه ای، 24/9/1387

3.  آیت الله خامنه ای، 20/6/1388

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۱:۳۲
علی سلیمانیان

امام جمهوریت را آن‌چنان باور داشت که در همان ماه‌های نخست پیروزی و به فاصله‌ی کمتر از یک ماه از همه‌پرسی جمهوری اسلامی، که طبعا همه چیز به هم ریخته بوده است و هنوز ساختار کلی نظام و قانون اساسی هم شکل نگرفته بود، در نامه‌ای* به شورای انقلاب، بی‌درنگ تدوین آیین نامه‌ی اجرایی شوراها برای اداره‌ی امور محلی شهر و روستا را خواستار می‌شوند. ایشان در این نامه «استقرار حکومت مردمی در ایران و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش» را ضرورتِ جمهوری اسلامی برشمرده‌اند و مشخص است که اطاله‌ی وقت را برای استقرار هر چه زودترِ این ضرورت جایز نمی‌دانسته‌اند.

 

امام آن‌چنان جمهوریت را باور داشت که اسلامیت را؛ و هماره اسقترار اسلامیت نظام را از مسیر جمهوریت دنبال می‌کرد. هم‌چنان که برای همه‌پرسی درباره‌ی نظام سیاسی آینده، اصرار داشت و این در هیچ انقلابی سابقه نداشته است که پس از پیروزی برای تعیین نظام آینده‌ی سیاسی، به آرای تک تک افراد ملت رجوع شود. امام مردم را باور داشت و هیچ‌گاه نگاهی تشریفاتی و یا از سر اضطرار به آنان نداشت. جمهوریت را ضرورتی برای اسلامیت می‌دانست و اصرار داشت که گستره‌ی این جمهوریت، در حداکثر ممکن باشد.

 

شوراهای اسلامی شهر و روستا، از مظاهر این حداکثری بودن جمهوریت در نظام ماست، اگرچه گاه منتخبین مردم در این شوراها، به وظیفه‌ی خود آن‌چنان که باید صحیح عمل نکرده باشند و یا خیانتی نیز به مردم که صاحبان اصلی جمهوری اسلامی هستند روا بدارند.

 

نمایندگان مردم در شوراهای اسلامی باید توجه داشته باشند که هیچ شانی جز خدمت‌گذاری و ادای وظیفه به ولی‌نعمتانشان ندارند و اگر نتوانند از عهده‌ی خدمتی که به عهده گرفته‌اند برآیند، یا اگر درهایشان را به روی مردم ببندند و یا به جای نشست و برخاست با ضعفا و فقرا با اغنیا و صاحبان زر و زور و کسانی که دنبال تکاثرند بنشینند و برخیزند، و یا در برابر تضییع حقوق موکلینشان سکوت کنند، خائن به امری هستند که برای آن رای گرفته‌اند. و چه برسد به این‌که بخواهند در این منصب به بیت‌المال و منافع عمومی مردم هم دستی دراز کنند و نفع خودشان را وسیله‌ی اضرار مردم قرار دهند.

 

 

پی‌نوشت:

*. «بسم اللَّه الرحمن الرحیم‌

شورای انقلاب اسلامی‌

در جهت استقرار حکومت مردمی در ایران و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش، که از ضرورتهای جمهوری اسلامی است، لازم می‌دانم بی‌درنگ به تهیه آیین نامه اجرایی شوراها برای اداره امور محلی شهر و روستا در سراسر ایران اقدام، و پس از تصویب به دولت ابلاغ نمایید تا دولت بلافاصله به مرحله اجرا درآورد.

روح اللَّه الموسوی الخمینی، 9 اردیبهشت 1358‌»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۲۰
علی سلیمانیان

«من قبول دارم که از قرن هجدهم به بعد، هر تحول اجتماعی که اتفاق افتاده بسط مدرنیته بوده است؛ اما انقلابِ ایران تنها حرکت اجتماعی است که در برابر مدرنیته قرار دارد... انقلاب اسلامی ایران جنبشی است که از راه آن می‌توان عنصری معنوی را داخل زندگی سیاسی کرد. کاری کرد که این زندگی سیاسی مثل همیشه سد راه معنویت نباشد. بلکه به پرورشگاه و جلوه‌گاه و خمیرمایه‌ی آن تبدیل شود. »1.

 

این‌ها را «میشل فوکو» جامعه‌شناس فرانسوی، متفکر برجسته‌ی پست‌مدرن و از منتقدان جدی مدرنیته و واضع اصطلاح «انسان‌گرایی ضد اومانیستی» نوشته است. او در میان اندیشمندان غربی از معدود اندیشمندانی به شمار می‌رود که انقلاب اسلامی را بهتر و عمیق تر از سایر غربیان دریافته، و درکش از انقلاب و بنیان اندیشه و آرمان حضرت امام(ره) از رهگذر اومانیته نمی‌گذرد، اگر چه او هم مثل دیگران، پی به عمق حقیقت نبرده است.

 

او در بیان اهدافِ بیدارگرایانه‌ی انقلاب اسلامی و رهبری انقلاب می‌نویسد: «آنان با این نحوه‌ی زندگی مطابق با دین اسلام به عنوان یک نیروی انقلابی، خواهان چیزی غیر از صرف اطاعت کورکورانه از قوانینِ (رایجِ دنیا) هستند. آنان از طریق بازگشت به تجربه‌ی معنوی که معتقدند می‌توانند در اسلامِ تشیع آن را پیدا کنند، خواهان تجدید بنای کامل هستی خود هستند»2.

 

برای آن‌ها که عصر مدرن را دورانِ کمالِ نهایی حیات و عقلانیتِ مطلق بشری؛ و نظام لیبرال دموکراسی را آینده‌ی محتوم تاریخ می‌دانند و سوت پایانِ تاریخ را بعد از لیبرال دموکراسی نواخته‌اند و برای آن‌ها که مصلحان بشریت را دیگر نه سلسله‌ی انبیا و اوصیا، که نظریه‌پردازان پوزیتیویست و تکنسین های پراگماتیست می‌پندارند، هنوز پیروزی انقلابی با پسوند «اسلامی»، آن‌قدر خارق‌العاده و ناباورانه است که دیگر مجالی برای حرف از تمدنِ نوینی که «جمهوری اسلامی» در پی آن است، باقی نمانده باشد.

 

«جمهوری اسلامی» آرمانشهری که امام خمینی(ره) از آن سخن به میان آورده است، نه شبیه اوتوپیای تخیلی توماس مور است و نه نسبتی با آن‌چه که لیبرال دموکراسی آن را بنیان نهاده، دارد. معماری‌ای جدید از همه‌ی ساختارهای اجتماعی و انسانی و فکری است و در واقع اعلامی رسمی برای خروج از سیطره‌ی تمدن مدرن است و هیچ جای تعجب نیست اگر اومانیته از فهم آن عاجز باشد و امکان وقوع آن را هم باور نکند و در میان متفکران غربی، فقط اندک کسانی که تسلیم مطلق اندیشه‌ی اومانیستی نشده‌اند، آن را -آن‌هم در نهایت بهت و حیرت- باور کنند.

 

امام خمینی پیام آور آرمانی است که تمام انبیا و اوصیایشان، برای تحقق آن آمده‌اند و آیینه‌ی تمام نمای سلسله‌ی صلحا است و برای تاریخی که به اسارت سلطه‌ی شیطانی اومانیسم درآمده است به معنای حقیقی کلمه «روح الله» است. خمینی آغاز آینده است و آغازگر تمدنِ عدلی که ریشه در صدر اسلام دوانده و جز اندک مجالی که پیامبر اعظم(ص) پس از هجرت به مدینه پیدا کرد و چند سالی که امیرالمومنین(ع) امکان حکومت یافت و پس از او حکومت چند ماه‌ی امام مجتبی(ع) -که همه‌اش صرف جنگ شد و در نهایت سقوط کرد- امکانی برای بروز و ظهور نیافته است.

 

اگر چه در طول تاریخ برای هیچ تمدنی که از کنار تمدن‌های موجود سربرآورده‌اند، امر به سختی و مشقت کنونی نبوده و آن‌گونه که تمدن مدرن کنونی، همه‌ی ساحات حیات و همه‌ی پهنه‌ی جغرافیایی را تحت سیطره‌ی بی‌حد و حصر خود قرار داده است، هیچ تمدنی این‌گونه بر مشیت جهان و انسان سلطه نیافته بود. و در چنین شرایطی حرف از تمدنی نوین زدن، صحبت از سربرآوردن تمدنی غیر، از درون تمدنِ قدرتمند مستقری است که حتی بر فکر و اختیار انسان، زنجیر اسارت افکنده است؛ و این مساله، اگر چه گویای سختی و ناهمواری راهی است که پیش رو است، اما عظمت و شکوه کاری را که امام کرده است را هم می‌نمایاند.

 

امام(ره) از پس قرن‌ها غربت و مهجوریتِ اسلام، دوباره برای آرمانی قیام کرد که ادیان برای آن آمده‌اند اما تاریخ اجازه نداده است تا انسان از استقرار دوران شیرین حکومت الله در جهان و از فضائل حکومت عدل صالحان بهره مند گردد. «جمهوری اسلامی» نهیبی است برای تمدن ضدانسانی مدرن، و آغازی است بر تمدنی جدید که روزی سربرخواهد آورد و نشانه‌ای است بر اراده‌ی الهی برای وراثت و امامت مستضعفین در جهان.

 

 ---------------

پی‌نوشت‌ها:

1- میشل فوکو، فلسفه تاریخ ، ترجمه حسین علی نوری

2- میشل فوکو، ایرانی‌ها چه رویایی در سر دارند؟، ترجمه حسین معصومی همدانی

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۵ ، ۱۷:۵۴
علی سلیمانیان