تصـریح

شب‌نامه‌های علی سلیمانیان

تصـریح

شب‌نامه‌های علی سلیمانیان

تصـریح

tasrih.ir | tasrih.ir@gmail.com | telegram.me/tasrih

● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ●

مسئولیت ما مسئولیت تاریخ است. بگذارید بگویند حکومت دیگری بعد از حکومت علی(ع) بود، به اسم حکومت خمینی که با هیچ ناحقی نساخت، تا سرنگون شد. ما از سرنگون شدن نمی ترسیم، از انحراف می ترسیم.

معلم شهید غلام‌علی پیچک

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۰ آذر ۹۶، ۱۸:۱۳ - S
    :(
  • ۱ مرداد ۹۶، ۱۵:۴۴ - S
    :(
  • ۳۱ تیر ۹۶، ۰۰:۴۲ - S
    🙁
پیوندهای روزانه
پیوندها

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رهبر» ثبت شده است

1. مرجع اعلام مواضع و اخبار درباره‌ی رهبری، خود رهبری و دفتر ایشان است و اعلام مواضع، اخبار و یا هر خبری جز از طرف خودشان و یا مرجع رسمیِ اطلاع‌رسانی(دفتر)، از درجه‌ی اعتبار ساقط است و بلاوجه. (به نص بیان رهبری معظم و اطلاعیه‌های متعدد دفتر ایشان)


2. این بی‌اعتبار بودن به معنای نفی وقوع یک واقعه و یا هر خبری پیرامون آن نیست. همان‌گونه که وقوع وقایعِ پیرامون رهبری نیاز به اعلام رسمی و یا حضور در آن واقعه دارد، هر موضعی نسبت به عدم وقوع وقایع هم نیازمند همین شرایط است.


3. عقل می‌گوید رهبری قطعاً تصمیمات، توصیه‌ها و سفارشاتی نسبت به نهادها، دستگاه‌ها، اشخاص و دیگر امور دارند، که به فراخور تشخیص ایشان و به فراخور صلاحیت افراد، این تصمیمات و سفارشات را برای اطلاع یا اقدام به اشخاصی که تشخیص داده می‌شوند از طرق رسمی و تعبیه شده، اعلام می‌کنند.


4. اعلامِ تصمیمات و توصیه‌های اخذ شده از جانب رهبری و یا محتوای جلسات خصوصی ایشان و اخباری از این دست، به غیر از افرادی که ایشان تشخیص داده‌اند قطعا خیانت در اعتماد و مصداق افشای اطلاعات محرمانه است و اگر ایشان خودشان تشخیص می‌دادند که باید اطلاعی منتشر شود، از طریق مراجع رسمی و یا رأسا اقدام می‌نمودند.


5. هر اقدامی نسبت به افشای اطلاعات درباره‌ی رهبری، قطعاً منافی صلاح بوده و موجب کاهش اعتماد و اعتبار جایگاه ایشان می‌گردد.


6. حتی اعلام ثانویِ مراجع رسمی درباره‌ی وثوق و یا عدم وثوق اخبار درز کرده به بیرون به شیوه‌ی نامعتبری که عرض شد، از پلیدی مساله و خیانت انجام شده، نمی‌کاهد و خدشه‌ای که به اعتماد و اعتبار جایگاه رهبری از این طریق وارد شده، جبران نمی‌شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۰۰
علی سلیمانیان

رئیس جمهور رژیم امریکا امروز (27 دی ماه 1394) در روز اجرایی شدن برجام از سوی طرفهای غربی، در نامه ای که به منظور اجرای برجام و توقف بخشی از تحریمهای هسته ای به مجالس سنا و نمایندگان امریکا نوشته، گفته است که به وزارت خزانه داری، فرمان تصویب تحریمهای جدیدی علیه ایران را صادر کرده است. که این دستور باراک اوباما، بلافاصله از سوی وزارت خزانه داری امریکا، عملی شد.

 

بر اساس بیانیه‌ای که دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه داری امریکا چند ساعت بعد از نامه اوباما منتشر کرد، اعلام شد 11 شخص حقیقی و حقوقیِ «مشارکت کننده در برنامه موشکی بالستیک ایران» در لیست تحریم‌های آمریکا قرار گرفته و دارایی‌های این افراد بلوکه شده و هیچ شرکتی حق همکاری با این افراد را نخواهد داشت.

 

در نامه ای که رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیست و نهم مهرماه در جواب نامه ی جناب دکتر روحانی، رئیس شورای عالی امنیت ملی نوشته بودند، آمده است: «در سراسر دوره‌ی هشت‌ساله، وضع هرگونه تحریم در هر سطح و به هر بهانه‌ای (از جمله بهانه‌های تکراری و خودساخته‌ی تروریسم و حقوق بشر) توسّط هر یک از کشورهای طرف مذاکرات، نقض برجام محسوب خواهد شد و دولت موظّف است طبق بند ۳ مصوّبه‌ی مجلس، اقدامهای لازم را انجام دهد و فعّالیّتهای برجام را متوقّف کند.»

 

با این حال، مجلس شورای اسلامی علیرغم مصوبه ای که درباره برجام داشته و تاکیدی که رهبر معظم انقلاب در پذیرش مشروط برجام بر بخشهایی از این مصوبه کرده اند، در برابر نقض رسمی و صریح برجام از طرف امریکا کاملا سکوت نموده و حتی از اعتراضی لفظی به اعمال تحریمهای جدید هم، خودداری کرده است.

 

دولت و رئیس جمهور هم سرمست از اجرای برجام، تنها حرف از پیروزی و جشن و تبریک می زنند و به نامه صریح رهبری درباره پیش بینی اعمال تحریمهای جدید و ادامه ی تحریمهای قبلی به بهانه های جدید، هیچ وقعی نمی گذارند. دولت و دستگاه دیپلماسی، در حالی به نقض صریح برجام از طرف امریکا، هیچ واکنشی نشان نداده و چشم و گوشش را رسماً به روی بدعهدی غرب بسته است که پیش از این هم -چه در روند مذاکرات و چه در مسیر توافقات انجام شده- بارها از خطوط ترسیمی رهبری عدول کرده و شروط پذیرش برجام از سوی رهبری را نادیده گرفته بود.

 

پیش تر عباس عراقچی، مسئول ستاد پیگیری اجرای برجام –در روزهایی که ایران روند اجرایی برجام را آغاز کرده بود- به بهانه ی واهی این که هنوز برجام به روز اجرا نرسیده و رسماً به اجرا گذاشته نشده است و تحریمهای جدید و چند باره ی امریکا را توجیه کرده بود، تاکید داشت که اگر پس از اجرای رسمی برجام، تحریم جدیدی وضع شود، به منزله ی نقض برجام است و طبق دستور رهبری باید عمل کنیم. اما پس از نقض رسمی برجام از جانب امریکا با اعمال تحریم های جدید بلافاصله پس از اجرای رسمی، نه او و نه مسئولان رده بالای او هیچ واکنشی حتی موضعی خشک و خالی علیه نقض برجام از سوی امریکا نشان نداده اند.

 

گویا دولت جمهوری اسلامی، بیشتر از آنکه به فکر منافع ملی و اجرای قانون و ممانعت از نقض عهد از جانب بیگانگان باشد، به فکر ماست مالی کردن و چشم بستن روی زیاده خواهی ها و نقض عهدهای مستکبران و تامین منافع آنهاست.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۴ ، ۲۱:۵۵
علی سلیمانیان

درمانده ایم در شدت این روزها. چه روزهای نفس گیری! چه زمانه سختی شده است برای انقلاب. استیصال عجیبی است اینکه دچارش شده ایم! از چه بنویسیم و بر که نهیب زنیم؟ کدام زخم را مرحم جوییم و جواب کجای تاریخ را بدهیم؟ از چه بگوییم، و از کدامیک بگذریم؟ همه آنچه را که امروز میگذرد، تاریخ بسیار پررنگتر از آن خواهد نوشت که میشود از آن گفت.

قبله نخست مسلمین، در حاشیه امن اخبار مصائب منا، آماج حمله گله های صهیونیستی است و در میان این شلوغی ها، کسی نیست که بگوید چه مرگتان است؟ مسلمانان بی دفاع فلسطین آنجا در کشمکش گلوله و جان، گیر افتاده اند و با جان به نبرد با دشنه دشمن رفته اند. مسجد الاقصی را به آتش کشیده اند. اوضاع در فلسطین اشغالی بسی ناآرام است و هر روز شماری از امت رسول الله در دفاع از تقدس قبله نخست، به خون خود میغلتند. اما نه خبری از آنجا به ما می رسد و نه مطمئنا به دیگر مسلمین. صهیونیست ها دارند در امنیت کامل، جنایت میکنند و تجاوز و ما به همراهی امت اسلامی داریم بر و بر نگاه میکنیم. نگاه هم که چه عرض کنم، چشممان را بسته ایم. دیگر کمکان هم نمیگزد از این فاجعه تاریخی. راحت نشسته ایم و دل به زمان سپرده ایم.

در مکه و منا هم هفت هشت هزار حاجی، دچار فاجعه مصیبت بار بی کفایتی و دسیسه آل سعود شده اند و جان باخته اند. هنوز شمار زیادی از جانباختگان و مفقودان، سرنوشتی نا معلوم دارند. دولت جنایت کار سعودی و این جرثومه فلاکت و رذالت، از همکاری برای بهبود اوضاع سرباز میزند. هنوز خبری از شمار زیادی از هموطنانمان نداریم. در بین این مفقودین، از افراد بالارتبه امنیتی و نظامی و دیپلمات وجود دارند که نگرانی ها را دو چندان کرده است. جامعه مسلمین هنوز از شوک این فاجعه بیرون نیامده است. عمق فاجعه و اندوه هنوز غیر قابل باور است.

یمن همچنان زیر چکمه های آل سعودی که عرضه برگزاری امن مراسم حج را ندارد، دارد بر سر مردمانش آوار می شود. ابناء آدم انگار که علف هرزند که تار و مار میشوند. کسی ناراحت نیست که آنجا دارد چه اتفاقی می افتد. کسی به داد کسی نمی رسد. سازمانهای عریض و طویل حقوق بشری و بین المللی هم مرده اند انگار. سازمان همکاری اسلامی هم توفیق سکوت یافته است تا مبادا از قبل سکوت نکردندش، همکاری او در دوام این جنایت، آسیب ببیند. دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی هم در راه رو های سازمان ملل گیر افتاده است و امیدی به آن نیست.

در راه روهای سازمان ملل، دیپلماسی جمهوری اسلامی به جای دویدن دنبال حل مسائل جهان اسلام، در به در در تمنای دست سیاه شیطان بزرگ قدم رو رفته است تا دست در دست شیطان بگذارد و بالاخره سعادت آن را یافته است که به یکباره دست دشمن را پنهانی بفشارد و لبخندی هر چند کوتاه تحویلش دهد. آب از لب و لوچه امریکایی های داخلی هم باز شده است که کوه یخ روابط با شیطان بزرگ در میان گرمای دستان به هم فشرده شده قرار است آب شود. به دنبال این هستند که کدخدا بیاید و ما را ببخشد که بارها علیمهان جنایت کرده و ما اخم تحویلش داده ایم. جناب شیطان، ما را ببخش که خون هموطنان ما، دستان سیاه شما را کثیف کرده است. ما شرمنده ایم که نتوانستیم هنگام مرگمان به جلاد لبخند بزنیم و دلش را نشکنیم.

بررسی برجام در مجلس هم، با چیزی شبیه به کودتا مواجه شده است. با قرائت گزارش کارشناسی کمیسیون ویژه بررسی برجام و روشنتر شدن ابعاد فاجعه برجام، طرحی برای دور زدن آن کلید خورده است. میخواهند برجام را بی توجه به گزارش مهم کمیسیون بررسی برجام، از طریقی دیگر راهی خانه بخت کنند. لابی مشهور مجلس، معلوم نیست این بار در ازای چه معامله ای، چشم بر منافع ملی بسته است و دنبال آن است تا شوکرانی جدید بنوشاند. بساط متحصنین در مقابل مجلس را هم برچیده اند تا در کمال آرامش، بشود پا روی منافع ملی گذاشته شود.

علی هم که تنهاست...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۹۴ ، ۱۸:۱۰
علی سلیمانیان

اسب تروا

امام انقلاب، روز چهارشنبه در دیدار با پاسداران حریم دریایی، در خلال سخنانی -که مثل همه حرفهای این روزهایشان نقطه عزیمتش هشدار نسبت به "نفوذ امریکا" بود- به مساله ای کلیدی و بسیار عمیق اشاره کردند که دلیل اصلی غربت رو به فزونی این روزهای گفتمان انقلاب اسلامی را در همین مساله میشود دید: "تغییر محاسبات مسئولین و دستکاری در افکار مردم". مساله ای که می شود آن را از جنس استراتژی "اسب تروا" و حمله خانگی برای در هم شکستن مقاومتی قریب به چهل ساله قلمداد کرد.

«مشکل کنونی کشور متأسّفانه به‌خاطر وجود آدمهای بعضاً بی‌خیال و بعضاً سهل‌اندیش [است‌] که البتّه معدودند، اقلّیّتند؛ در مقابل انبوه عظیم جمعیّت انقلابی و آگاه و بصیر کشور چیزی نیستند امّافعّالند: مینویسند، میگویند، تکرار میکنند؛ تکرار میکنند! دشمن هم به اینها کمک میکند. امروز یک فصل مهمّی از فعّالیّت دشمنان جمهوری اسلامی -که البتّه ما از آنها اطّلاع داریم و حواس ما هست که چه‌کار دارند میکنند- همین است که محاسبات مسئولین را تغییر بدهند و افکار مردم را دست‌کاری بکنند و اینها را در ذهن جوانهای ما [جا بیندازند]؛ چه افکار انقلابی، چه افکار دینی، چه ایده‌هایی که مربوط به مصالح کشور است.»

این حرفها، روایتی از رصد همان گستاخی در حال تحققی است که رئیس جمهور رژیم امریکا بعد از امضای برجام در توصیه ای به دولت ایران، از لزوم "تغییرات داخلی در ایران و تغییر در سیاست های جمهوری اسلامی در قبال امریکا و کنار گذاشتن شعار مرگ بر امریکا" گفته بود و از تصمیم و اهتمام کشورش مبنی بر ایجاد این "تغییر" خبر داده بود.

"ارتجاع گفتمانی"ای که انقلاب در این روزهای سخت، از سوی دستگاه اجرایی نظام، دچارش شده است ناشی از این است که "شیطان بزرگ" و این "دیو ددمنش و دژخیم جهانخوار"، امروز در منظر مسئولین اجرایی، به "کدخدای قابل اعتماد" و "طرف باهوش و با ادب" تبدیل شده است و ایستادگی سی و چند ساله ملت در برابر استکبار، به ثمن بخس فروخته شده است تا بگویند "ما اهل تعامل با جهانیم" و گویا "جهان" اینها، فقط امریکاست و یا هر جایی که استکبار و طاغوت در آنجا حاکمیت دارد.

از جایگاه رسمی جمهوری اسلامی بی آنکه اراده ای داشته باشند تلفنی با شیطان بزرگ حرف میزنند، با همراهی هم قدم میزنند و هوا میخورند، و یکهویی دست میدهند و حرف میزنند و لبخند تحویلش میدهند. عده ای شان هم در داخل کم مانده که ذوق مرگ شوند از این تابوشکنی ها و مقاومت شکنی ها. پیاده نظام داخلی شان، عده ای "عادی سازی مساله مذاکره با امریکا" را دنبال میکنند و عده ای هم حتی تکریم میکنند از این اقدام "صلح طلبانه" مسئولین جمهوری اسلامی و از روزهای خوش پایان قهر با امریکا و آشتی قریب الوقوع و فروریختن دیوارهای بی اعتمادی خبر می دهند.

از طرفی برای جعل گفتمان اصیل انقلاب و تراشیدن توجیه تاریخی و دینی برای این گفتمان مجعول، در مقام بالاترین مسئول اجرایی کشور رو به قرینه سازی های اشتباه می آورند و مغالطه می کنند تا حماسه مقاومت تاریخی عاشورا را گونه ای تفسیر کنند که نه تنها مانعی برای وادادگی و ذلتشان نباشد، بلکه مسیر ذلت پذیری را هموار کند و به کمک آن بیاید: «درس کربلا هم، درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین است. در شب تاسوعا... امام حسین علیه‌السلام خیمه‌ای برپا کرد و عمر سعد را به مذاکره دعوت نمود. امامی که آگاه است که فردا او و یارانش توسط همین عمر بن سعد و یاران نادانش به شهادت خواهند رسید؛ اما خواست که با دنیا اتمام حجت کند و از همین‌رو در آن شب، ساعت‌ها با عمر سعد مذاکره کرد تا نتیجه رویارویی آنان به جنگ ختم نشود. این به معنای آن نیست که امام حسین(ع) از شهادت می‌ترسید، بلکه امام حسین(ع) از شهادت استقبال هم می‌کرد اما با این حرکت خود به ما یاد داد که حتی با دشمن خود باید به گونه‌ای رفتار کنیم که دنیا منطق ما را در صحنه مذاکره پیروز بداند.»

عدم درک حرفهای چند ماهه رهبری امت و هشدارهایشان نسبت به مساله "نفوذ امریکا" و "بزک چهره کریح و شیطانی امریکا" و خواب رو به اتمام نگذاشته عمارها، فقدان قلم ها، جنبش های برنخاسته دانشجوها و سکوت همچنان نشکسته ماها، کار را به جایی رسانیده که رهبری مجبور شود بار تبیین مسائل را از کلیات گرفته تا جزئیات، خودش یک تنه بر عهده بگیرد و در میان خیل شعاردهنگان "ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند" تنها و در غربت بیاید وسط میدان: «یک عدّه‌ای در قضیّه‌ی مذاکره و مسئله‌ی مذاکره سهل‌انگاری میکنند، سهل‌اندیشی میکنند، مطلب را درست نمیفهمند. حالا بعضی‌ها بی‌خیالند -بی‌خیالان جامعه، که هرچه پیش بیاید برایشان اهمّیّتی ندارد، مصالح کشور از بین برود، منافع ملّی نابود بشود- که حالا با آنها کاری نداریم امّا بعضی بی‌خیال هم نیستند لکن سهل‌اندیشند، عمق مسائل را نمیفهند. وقتی صحبت مذاکره میشود، میگویند آقا شما چرا با مذاکره‌ی با آمریکا مخالفت میکنید؟ خب امیرالمؤمنین هم مذاکره کرد با فلان‌کس، امام حسین هم مذاکره [کرد]. خب اینها نشان‌دهنده‌ی سهل‌اندیشی است، نشان‌دهنده‌ی نرسیدن به عمق مسئله است. این‌جور نمیشود مسائل کشور را تحلیل کرد؛ با این نگاه عامیانه و ساده‌اندیشانه نمیشود به مصالح کشور رسید. اوّلاً امیرالمؤمنین که با زبیر یا امام حسین که با ابن‌سعد حرف میزند، او را نصیحت میکند؛ بحث مذاکره‌ی به معنای امروزی نیست؛ مذاکره‌ی امروزی یعنی معامله، یعنی یک چیزی بده، یک چیزی بگیر. امیرالمؤمنین با زبیر معامله میکرد که یک چیزی بده، یک چیزی بگیر؟ امام حسین با ابن‌سعد معامله میکرد که یک چیزی بده یا یک چیزی بگیر؟ [هدف‌] این بود؟ تاریخ را این‌جور میفهمید؟ زندگی ائمّه را این‌جور تحلیل میکنید؟ امام حسین رفت نهیب زد، نصیحت کرد، گفت از خدا بترس؛ امیرالمؤمنین زبیر را نصیحت کرد، خاطره‌ی زمان پیغمبر را یادش آورد، و گفت از خدا بترس؛ اتّفاقاً اثر هم کرد، زبیر خودش را از جنگ کنار کشید. امروز مذاکره به این معنا نیست؛ برای اینکه ما با آمریکا که شیطان بزرگ است، باید مذاکره کنیم یک عدّه‌ای واقعاً با نگاه سهل‌اندیشانه و عوامانه و بدون فهمِ حقیقتِ حال مثال می‌آورند و در روزنامه مینویسند، در سایت مینویسند و در سخنرانی میگویند که چرا امیرالمؤمنین با زبیر مذاکره کرد، شما با آمریکا مذاکره نمیکنید؟ یعنی این‌قدر اشتباه در فهم مسئله [وجود دارد]. این که حالا به این معنا مذاکره نبود.»

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۹۴ ، ۱۸:۱۲
علی سلیمانیان

تقلای دولت برای قرار دادن رهبری نظام در موضع "پیروزی انگاری توافق هسته ای" و خرج کردن از جایگاه ایشان برای "قهرمان سازی های موهوم" با نامه اخیر رئیس جمهور محترم به رهبری کاملا مشهود است.

از تبریکات و فتح سرایی های کنفرانس خبری ظهر روز توافق و سخنرانی عصر همان روز در ضیافت افطاری هیات دولت با رهبری و در نهایت با به مقصود منتهی نشدن این "پیروزی سرایی"های شفاهی، نگارش نامه به رهبری که بعد از حضور در کنار ایشان کاری بی معنی است هیچ یک بالاخره نتوانست دولت را به عنوان نماینده گفتمانی خاص، به مقصودش که خرج کردن از جایگاه رهبری برای "القای موهوم پیروزی در توافق هسته ای" است، برساند.

هوشمندی رهبری حکیم انقلاب در عدم ورود به این بازی موهوم و غیرشفاف در مقطع کنونی، و بسنده کردن ایشان در هر دو نحوه شفاهی و مکتوب به قدردانی و تشکر از تلاشهای مذاکره کنندگان، نشان داد جریان تحمیلگر، هرگز نخواهد توانست در عین تحمیل سازشی نسبی و عقب گرد از مبانی، خود را به عنوان جریان اصیل انقلاب اسلامی جا بزند.

گفتمان سازش، اگر چه میتواند مسیر حرکت انقلاب را در سمتی قرار دهد که تمنیاتش را در نسبتی حداقلی، به انقلاب تحمیل کند و ضرورت و اجبار به تن دادن به سازش را در مسیر تاریخ انقلاب قرار دهد، لکن هرگز نخواهد توانست خود را به عنوان جریان اصیل انقلاب و گفتمانش را به عنوان گفتمان انقلاب دیکته کند.

گفتمان سازش با استکبار، در پوشش "تعامل سازنده با جهان" روزی با تحمیل "جام زهر" به امام راحل و روزی دیگر با تحمیلی دیگر به سلف صالح امام، اگر چه تا حدودی توانسته است منویاتش را بر انقلاب تحمیل کند و انقلاب را با وضعیتی غیرقابل فرار از مسیر غیرمطلوبش مواجه کند، لکن "جام زهر" نامیدن و "آنچه مرقوم داشته اید" خواندن این تحمیلها و فتح سرایی ها، و اینک عدم وقع نهادن به "پیروزی پیروزی کردن ها" وتوجه دادن دولت به "در مسیر قانونی قرار دادن توافق" و "مراقبت از نقض عهدهای محتمل طرفهای خارجی"، حکایت از هوشمندی و مراقبت غیر قابل تنازل راهبری انقلاب از آرمانها، و جلب مساعی در کاستن و به اقل ممکن رساندن اثرات تخریبی مساله موقوعه و صیانت حداکثری از "منافع ملی" دارد.

به هر روی، مسیر کنونی انقلاب، در حال تجربه شرایطی جدید است و حکمت رهبری انقلاب، مانع از هرگونه تنازل گفتمانی و تشکیک در آرمانهای لایتغیر در تاریخ انقلاب شده است.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۴ ، ۰۱:۱۲
علی سلیمانیان