تصریح

یادداشت‌های علی سلیمانیان

تصریح

یادداشت‌های علی سلیمانیان

تصریح

وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصیرا

شما را چه شده است که در راه خدا به مقاتله برنمی‌خیزید؟ در حالی که مردان و زنان و کودکان مستضعف صدا می‌زنند: پرودگارا! ما را از این آبادی که اهلش ظالم است نجات بده! و برای ما از جانب خودت ولی‌ای برگزین و برایمان از سوی خویش یاری‌گری قرار بده! (قرآن کریم؛ سورۀ نساء، آیۀ 75)

● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ●

تصریح در تلگرام: t.me/tasrih
تصریح در تام‌تام: tt.me/tasrih
تصریح در ایتا: eitaa.com/tasrih
تصریح در سروش: sapp.ir/tasrih
تصریح در بله: ble.im/tasrih
تصریح در گپ: gap.im/tasrih
🔸
ایمیل: tasrih.ir@gmail.com

● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ●

مسئولیت ما مسئولیت تاریخ است. بگذارید بگویند حکومت دیگری بعد از حکومت علی(ع) بود، به اسم حکومت خمینی که با هیچ ناحقی نساخت، تا سرنگون شد. ما از سرنگون شدن نمی ترسیم، از انحراف می ترسیم.

معلم شهید غلام‌علی پیچک

بایگانی
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه
پیوندها

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عزت» ثبت شده است

 آقای روحانی امروز گفته است: «وقتی تحریم بود عزت نبود، برجام اول عزت برای ما آورده است. ما این را می‌گوییم آثار برجام؛ نمی‌دانم دیگران چه می‌گویند و چه می‌فهمند. ما باید همراه شویم و نمی‌توانیم مقابل این قدرت‌های بزرگ بایستیم آن هم با شعارهایی که توخالی است.» و این حرف‌ها یعنی تئوریزه کردن تسلیم.

 

آقای روحانی طی سه سال و اندی ریاستش در جمهوری اسلامی، نشان داده است که یک تئوریسن پراگماتیست در جا انداختن مساله‌ی تسلیم است. او در انتهای دهه‌ی چهارم انقلاب اسلامی و بعد از دورانی که طبعاً نظام دارد به بلوغ می‌رسد آمده است تا نظام را از جایگاه بالاترین مقام اجرایی وادار به تسلیم در برابر استکبار کند و این امر روشن‌تر از آن است که انکار شود.

 

اگر او معتقد است که تحریم شدن از جانب مستکبرین نشانه‌ی بی‌عزتی است و سازشی که حتی منجر به برداشتن تحریم نشود عزت‌مندی است، آشکارا دارد اعطای عزت و ذلت را از شئون طاغوت می‌داند و تسلیم در برابر استکبار را عین عزت.


این ادبیات، به صورتی بیّن تسلیم در برابر طاغوت را تجویز می‌کند و بلافاصله هم انذار می‌دهد درباره‌ی تسلیم نشدن.

 

ایشان اگر ایستادن در برابر اراده طاغوت را شعاری توخالی می‌داند و دعوت به همراهی با اراده‌ی مستکبرین می‌نماید، خوب می‌داند که ایستادن در برابر طاغوت و تسلیم نشدن، دقیقاً از کجا منشا گرفته است.

 

و مگر نه این است که «لا اله الا الله» شرط فلاحت و بندگی خداست و این حریت آیا شعاری توخالی است؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مرداد ۹۵ ، ۱۹:۰۸
علی سلیمانیان

«لَا وَاللَهِ! لَا أُعْطِیکمْ بِیدِی إِعْطَآءَ الذَّلِیلِ، وَ لَا أَقِرُّ لَکمْ قَرَارَ الْعَبِیدِ.»

(نه سوگند به خدا! نه دست ذلت به شما خواهم داد و نه مانند بندگان فرار خواهم کرد.)

این‌ها را امامِ آزادگان در صبح روز شهادت و در شرایطی که مخیر شده‌اند بین ذلت و جنگ، یکی را انتخاب کنند، در میان محاصره تنگ عدوان و درحالی‌که علائم شدت دشمن آشکار است و اندک یاری در برابر خیل لشکریان مقابل دارند، در اتمام‌حجت با لشکر کفر باصلابت و اطمینان می‌فرمایند.

این کلام امام(ع) نهیبی است بر تاریخ که افقی از حماسه در برابر آن می‌گشاید که نه‌فقط در گشایش و موعد فتح ظاهری و در روزگار ظفر و نصرت، که حتی درزمانی که تو در اقلیت محض و در محاصره باشی و هیچ نشانه‌ای هم برای توفّق مادی نباشد، راهی جز انتخاب عزت نیست: زندگی باعزت و اگر نشد، مبارزه و مرگ باعزت. و این منشور تاریخی آزادگان است.

امام(ع) ساعتی بعدتر، پیش از آنکه به میدان جنگ رهسپار شوند، دوباره خطابه‌ای در تبری از ذلت و عهدشکنی کوفیان می‌خوانند که کوفیان او را برای فریادرسی خواندند و ایشان با شتاب به‌سویشان آمد و به روی ایشان شمشیر کشیدند و آنان را مذمت می‌کند که از نصرت دوستان دست برداشته و به یاری دشمنی شتافته‌اند که نه عدلی در میان آنان رواج داده و نه دادی گسترده‌اند و نه امید خیری از آنان برایشان هست.

و سپس امام(ع) پرچم آزادگی برمی‌افرازند و کمر به عزت می‌بندند و این‌چنین مرگ را برمی‌گزینند و بر ذلت نهیب هیهات برمی‌آورند:

«أَلَا وَإنَّ الدَّعِی ابْنَ الدَّعِی قَدْ رَکزَ بَینَ اثْنَتَینِ: بَینَ السِّلَّه وَالذِّلَّه؛ وَهَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه. یأْبَی اللَهُ ذَلِک لَنَا وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ، وَحُجُورٌ طَابَتْ وَطَهُرَتْ، وَأُنُوفٌ حَمِیه، وَنُفُوسٌ أَبِیه؛ مِنْ أَنْ نُؤْثِرَ طَاعَه اللِئَامِ عَلَی مَصَارعِ الْکرَامِ. أَلَا وَإنِّی زَاحِفٌ بِهَذِهِ الاسْرَه مَعَ قِلَّه الْعَدَدِ، وَخَذْلَه النَّاصِرِ.»

(آگاه باشید که این مرد زنازاده و پسر زنازاده (عُبیدالله بن زیاد) مرا بین دو چیز ثابت و میخکوب نموده است: یا با شمشیر جنگ کردن و شربت شهادت نوشیدن، و یا تن به ذلت و خواری دادن؛ وهَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه، چقدر ذلت از ما دور است! خداوند بر ما زبونی و ذلت را نمی‌پسندد، و رسول خدا و مؤمنین نمی‌پسندند، و دامن‌های پاک و پاکیزه‌ای که ما را در خود پرورش داده‌اند، و سرهای پر حمیت، و نفس‌های استواری که ابداً زیر بار ظلم و تعدّی نمی‌روند، بر ما نمی‌پسندند که اطاعت فرومایگان و زشت‌سیرتان را بر قتلگاه کریمان و شرافتمندان ترجیح دهیم! آگاه باشید که من با همین جماعت اندکی که با من هستند، باوجود کمی تعداد و نبودن مُعین و یاور آماده جنگ هستم!)

امام(ع) در ادامه، اشعاری در ستایش مرگ می‌خوانند و رجز سر می‌دهند و چون فاتحان، محکم و استوار به قلب دشمن حمله می‌برند. عبدالله بن عمار بن یغوث می‌گوید: من هیچ مغلوبی که موردتهاجم افراد بسیاری قرارگرفته باشد، و تمام اولاد او و اهل‌بیت او و اصحاب او کشته‌شده باشند ندیده‌ام، که قلبش محکم‌تر و دلش مطمئن‌تر و گامش استوارتر بوده باشد از حسین بن علی. در این حال که به لشکر دشمن حمله می‌نمود تمام رجال و سپاهیان از مقابلش می‌گریختند و یک نفر باقی نمی‌ماند.

در لحظات پایانی عمر شریف امام(ع)، درحالی‌که تنها و یک‌تنه با خیل لشکریان دشمن در جنگ بوده و همه بدن مبارکشان مملو از جراحت و خون و تیر است و در میان محاصره چهار هزار تیرانداز بودند، دشمن به‌سوی خیمه‌گاه و اهل‌بیت ایشان حمله می‌برد و امام(ع) باز ترجمانی دیگر از آزادگی ارائه می‌کنند:

«إنْ لَمْ یکنْ لَکمْ دِینٌ وَکنْتُمْ لَاتَخَافُونَ الْمَعَادَ، فَکونُوا أَحْرَارًا فِی دُنْیاکمْ!»

(اگر دین ندارید و از معاد نمی‌ترسید، لااقل در دنیایتان آزاده باشید.)

و همه اولاد آدم از ابتدا تا انتهای تاریخِ زندگی بشر مخاطب این سخن امام(ع) در لحظات وداع ایشان با حیات زمینی است: «آزادگی»

 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۴ ، ۱۵:۱۹
علی سلیمانیان